آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

سیزده ماهگی

1394/1/28 11:22
نویسنده : مامان
627 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم سلام.عزیز دلم امروز سیزده ماهت تموم شد.داری کم کم بزرگ میشیا.

منم دلتنگ بچگیاتم.چند وقت پیش بدجور هوای بچگیاتو کردم.دلم میخواست به پارسال برگردم.به یک ماهگیت.

روزای نوزادی لحظه های شیرینیه که متاسفانه من نتونستم ازش لذتی ببرم.همش منتظر بزرگ شدنت بودم.تقریبا دو ماه اولو با مشکل شیر خوردنت روبرو بودم.همش میگفتن بزرگ شی بهتر میشی.تمام وقتم با شیر خوردنت پر میشد و من برای هیچ کاری،حتی استراحت وقت نداشتم.

بعد از اونم مشکل شب بیداریت بود که تا نزدیک صبح بیدار بودی و من چقد سختم بود.اینا تقریبا تا پنج ماهگیت ادامه داشت و من اصلا متوجه گذر زمان و بزرگ شدنت نشدم.

مامانی نمیدونم چرا اینقد پشت سرهم مریض میشی.برا اسهال و سوختگیت بردمت پیش دکتر محسنی پور که فایده ای نداشت.فقط یه هزینه بیخود بود.

یه خانمی اونجا بود گفت بچش پاش بدجور سوخته،فقطم پماد روغن ماهی روش اثر کرده،گفت اینم امتحان کن.پماد و ژلی که دکتر داد اصلا اثر نداشت.با اون قیمتا.بابایی چند تا داروخونه رو گشت تا تونست برات اون پمادو پیدا کنه.بعد از دو سه روز اثر کرد و شما الان خوبه خوب شدی.پمادم همش دو هزار تومن بود.

برا اسهالتم بلوطو با ماست قاطی کردم چند بار بهت دادم.این یه درمان خانگیه.یه دکتر دیگم گفت سنجد بریزم تو ماست برات.که فقط یه بار بهت دادم.الان اسهالتم خوب شده.

دکتر محسنی پور گفت غذات مهمه.فقط پلو بخوری.میوه هم فقط موز.تا یک ماهم شیر پاستوریزه بهت ندم.

اینا خوب شد،ولی دو سه روزه سرما خوردی.بدجور آبریزش داری.بیشتر بینی.چشمتم کمی آبریزش داره.تو خوابم بینیت حسابی کیپ میشه.بیحال شدی مامان.این اسهال طولانیم باعث شد سیصد گرم کم کنی.چون اصلا اشتها نداری.به زور دو قاشق بهت غذا میدم.امروزم بیقرار بودی.هر کی میبینتت میگه آرش چرا اینقد ضعیف شده.بمیرم مامان.لباسایی که تابستون تنت میکردم الانم اندازته.

چهارشنبه شب اومدیم خونه بابای بابایی.بعد از ظهرم برمیگردیم خونمون.هوا هم اصلا خوب نیست.سرد بود.گرد و خاکم هست.دیشب همش بوشو حس میکردم.توخونه هم از گرد و خاک در امان نیستیم.ظاهرا الان هوا بهتره.آسمون آبیه.

ماشالا خیلی فعالیتت زیاده.خیلی تو خونه میگردی.البته حالت خوب باشه میشینی با اسباب بازیات بازی میکنی.

هفته پیش با پیشونی خوردی لبه میز.بالای ابروت کبود شد و ورم کرد.کلی گریه کردی.نمیذاشتی برات یخ بذارم.رفکر کنم روز بعدشم بود،رفته بودی تو اتاق که صدای جیغ و گریت بلند شد.با چونه خورده بودی رو لبه صندلی.چونتم کبود شد.از این بلاها زیاد سرت میاد.چند وقت قبلم پشت کامیونت خورد وسط ابروهاتو کبود شد.

داری یاد میگیری بدون نشستن و کمک گرفتن خودت از پله آشپزخونه بالا بری.البته پله که نیست،از حال بلندتره.ولی خودت میتونی بری.البته هنوز خوب یاد نگرفتی.بعضی وقتام دستتو سمتم دراز میکنی و حالیم میکنی که کمکت کنم.

هرجا میریم فقط میگی بق.دنبال لامپ میگردی و به بالای سرت نگاه میکنی و انگشتتو سمتش دراز میکنی.

بعد از کلی تمرین،میگم آرش دماغت کو،انگشتتو میذاری دهننت!

الانم چهار تا دندون داری.بعضیوقتا دندوناتو همش رو هم میکشی که من اصلا از صداش خوشم نمیاد.شما خم میدونی خوشم نمیاد میای جلوم وایمیسی و دندوناتپ بهم میکشی و میخندی.قربونت برم من.

راستی چند وقت پیش خودم موهاتو کوتاه کردم.موهات بلند شده بود و میومد تو صورتت.شستنشم سخت بود.خیلی تغییر کردی.تا دو روز همش مبگفتم چقد تغییر کردی و قربون صدقت میرفتم.تو بیداری که نمیذاشتی،وقتی خواب بودی برات کوتاه کردم.بابایی اومد دیدت گفت چرا کوتاه کردی؟!!!بعد گفت قشنگ شده.ولی الان عکسای قبلیتو میبینه میگه کاش کوتاه نمیکردی.

تو تعطیلات عیدم رفتیم آتلیه چند تا عکس گرفتیم که یک ماهه دیگه آماده میشه.

دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه که برات بگم.

آها،من و بابایی جرات نمیکنیم کنار هم بشینیم!شما بدت میاد و حسابی جیغ میزنی.تا حسابی از هم فاصله نگیریم خیالت راحت نمیشه!خیالت که راحت شد میری پی بازیت!

تو پست بعدی عکسای مسافرتمونو میذارم.

فدات بشم پسر نازم.از خدا میخوام هیچ وقت تنهات نذاره و همیشه و همه جا یار و نگهدارت باشه.

خدایا شکرت که آرشو بهم دادی.ممنونم خدایا.

دوست دارم پسر نازم.همه کسم.قلبماچ

 

پسندها (3)

نظرات (1)

مامان خانمی
8 اردیبهشت 94 17:36
واااای توروخدا عکسای آرش گلی رو بزار دلم خیلی براش تنگ شده
مامان
پاسخ
سعی میکنم به زودی عکسارو بذارم.عکساشو آماده کردم.وقت کنم حتما میذارم.